بسم رب الشهداء والصدقین

جانباز شهید رسول شمسی

جانباز شهید رسول شمسی

شهید :  جانباز شیمیائی رسول شمسی

نام پدر : حاج علی

منطقه عملیات :  بر اثر شدت جراحات شیمیائی در بیمارستان

تاریخ تولد :  ۲/۴/۱۳۴۰

تاریخ شهادت : ۱۹/۷/۱۳۸۶

محل تولد : ساری – روستای جامخانه

زندگینامه  

زندگینامه شهید به روایت دختر محترمه اش:

   سلام..

خسته نباشید…
من دختر شهید شمسی هستم…اینم از زندگی نامه ی بابام که خواسته بودید..
به خاطر همه ی زحماتتونم ممنونم…موفق باشید.

در تاریخ ۲/۴/۱۳۴۷ شهید رسول شمسی در یک خانواده ی مذهبی چشم به جهان گشود . پدرش نام وی را بر حسب عشق و علاقه به خاندان عصمت و طهارت مصداق آیه ی مبارک اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم رسول نهاد در ایام نوجوانی وارد مدرسه ابتدایی جامخانه شدو دوره ی راهنمایی را در همین روستا به اتمام رساند . از بند تولد لبخند محبت آمیز به گونه ی خانواده ی نشاند در سن خرد سالگی با پدر مرحومش در جلسات مذهبی از جمله در تکایا و مساجد شرکت می کرد و همیشه در مراسم دسته روی حسینی و زنجیر زنی در صف اول قرار داشته و از دیدار اهالی و هیچ کس پوشیده نیست .

ایشان در تاریخ ۱۸/۹/۱۳۶۶ به خدمت مقدس سربازی اعزام شد پس از گذراندن دوره ی آموزشی در تاریخ ۱۸/۱۲/۱۳۶۶ به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدند و قدم به سرزمین توپ ، تانک ، خمپاره ، سزمین عشق ، سرزمین خون و شهادت و منطقه عملیاتی کوشک گذاشته اند در این راستا دشمن بعثی عراق به دلیل عدم رویارویی با رزمندگان اسلام به علت عقب نشینی دست به اقدام وحشیانه و بمباران شیمیایی نموده است در این بین ، شهید رسول شمسی با دیگر رزمندانش در منطقه آلوده به شیمیایی شده به دست یزیدیان عرصه تاریخ آن دوران یعنی صدام و حامیان آن ها از جمله شیطان بزرگ ، آمریکا در مورخ ۳۱/۴/۱۳۶۷ مفقودالاثر گشته و با گفتن یا حسین (ع) و یا ابوالفضل العباس (ع) نام خود را بیمه نموده چون به سرزمینی پا گذاشته بودند که امام حسین (ع) و هفتاد و دو تن از یاران با وفایش در آن سرزمین به شهادت رسیدند و موسی ابن جعفر(ع) را در کنج زندان به غل و زنجیر کشیدند ایشان دوران اسارت را همراه با درد و غم و شکنجه در تونل های مرگ و با بدن شیمیایی و دوری از خانواده با صبر و پایداری و بردباری و شرکت در مراسم های مذهبی تحمل نمودند هر چه از دوران اسارت بیشتر سپری می شد ایشان و دیگر هم رزمان او صبور تر و گوش به فرمان سید اسیران حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا ابو ترابی بودند هرگز ندای پیر خمین آن پرچم دار حق و حقیقت را فراموش نکردند و تسلیم زیاده خواهی آن دست نشانده خائن نشدند و امانتی را که شهدا و خانواده معظم شهدا به دست ایشان داده بودند که همان صبر و مقاومت و تسلیم نشدن در برابر زور گویان و جنایت کاران بود . با سر بلندی از این امتحان الهی بیرون آمدند ، تا اینکه در تاریخ ۱۹/۶/۱۳۶۹ قفل بسته شده اسارت به خواست پروردگار عالم و با تدبیر عالمانه امام شهدا به روی رسول شمسی ها باز هم مثل کبوتر سفید حرم حسین (ع) پرواز به سوی خانواده ی خود پر کشیدند و مورد استقبال پر شور و دوستان و هم میهنان ایران اسلامی به زادگاهش (روستای شهید پرور جامخانه ) قرار گرفته است به قدری این استقبال پرشور و زیبا و گسترده بود که زبانزد خاص و عام شد .

جا دارد در همین جا از مردم خوب و ولایت مدار روستای جامخانه تشکر ویژه نمود . شهید رسول شمسی پس از آزادی بنا به پیشنهاد پدر و مادرش تشکیل خانواده داده و سنت پیامبر اکرم را به جا آورده است . خداوند بزرگ به ایشان سه فرزند به نام های (مریم * فاطمه * علی اکبر ) عطا فرمودند و لبخند شیرین زندگی آنها تمام درد و غم و اندوه دوران اسارت را به فراموشی سپرد . به خانواده خود عشق می ورزیدند می گفتند خدایا من برای سالم ماندن فرزندانم نان حلال و سفره پاک پهن کردم و آنها را سالم و پاک تحویل جامعه بگردان . شهید شمسی فردی دلسوز بود در عمران و آبادی محل فعالیت چشم گیری داشته است در هیئت امنای مدارس ابتدایی و راهنمایی نقش موثری داشت . موسس و بنیان گذار هیئت زنجیر زنی در جامخانه بود . یکی از نیرو های سخت کوش ، پر تلاش ، قاطع در عین حال رئوف و مهربان بود . در جلسه کار گروهای اداره به عنوان مسئول مبارزه با قاچاق کالا دخانی نقش مهمی از خود به جا گذاشته اند تا جائیکه از نظر مدیریت محترم مجتمع دخانیات مازندران از ایشان به عنوان یک کارشناس خبره یاد نموده است . ایشان در جلسات مختلفی شرکت می کردند و همیشه می گفتند در جلسه باید انتقاد و بحث و تبادل نظر باشد تا به یک نتیجه ی مطلوب رسید و در خارج از جلسه مانند دو برادر که انگار حرفی نبود رفتار میکرد . لذا باید به پیام رسول که شهادت سر آغاز پایندگی است ، قلب هایمان را به ذکر خداوند و اهل بیت عصمت و طهارت جلا دهیم و هرگز راه شهدا و امام شهدا و دیگر بندگان مخلص خدا را فراموش نکنیم. خوشرویی که از صفات پیامبران است را توشه راه خود قرار دهیم . وحدت و هم دلی و رسیدگی به وضعیت محرومان و مستمندان را در دستور کار خود قرار دهیم و لحظه ای از آن غافل نباشیم . اما سرانجام این شهید جانباز از بدو آزادی و اسارت تا قبل از شهادتش که بیش از ۴ عمل جراحی و بیش از ۵ بار به تشخیص پزشک معالج دچار عارضه شیمیایی ناشی از جنگ شده بود.

ایشان در جلسات مختلفی شرکت می کردند و همیشه می گفتند در جلسه باید انتقاد و بحث و تبادل نظر باشد تا به یک نتیجه ی مطلوب رسید و در خارج از جلسه مانند دو برادر که انگار حرفی نبود رفتار میکرد . لذا باید به پیام رسول که شهادت سر آغاز پایندگی است ، قلب هایمان را به ذکر خداوند و اهل بیت عصمت و طهارت جلا دهیم و هرگز راه شهدا و امام شهدا و دیگر بندگان مخلص خدا را فراموش نکنیم. خوشرویی که از صفات پیامبران است را توشه راه خود قرار دهیم . وحدت و هم دلی و رسیدگی به وضعیت محرومان و مستمندان را در دستور کار خود قرار دهیم و لحظه ای از آن غافل نباشیم . اما سرانجام این شهید جانباز از بدو آزادی و اسارت تا قبل از شهادتش که بیش از ۴ عمل جراحی و بیش از ۵ بار به تشخیص پزشک معالج دچار عارضه شیمیایی ناشی از جنگ شده بود. ایشان در سه سال آخر عمر گرامش بیش از ۳۰ جلسه شیمی درمانی در بیمارستان بابلسر و بابل داشته اند و بر اثر عوارض شیمیایی به مهره های کمر و ستون فقراتش سرایت نمود ، اگر نبود دارو و درمان شیمیایی مستمر چه بسا قطع نخاع می شده است . باهمه ی این درد و رنج سر انجام تقدیر چنین گشت : گلچین روزگار عجب با سلیقه است ، می چیند گلی را که در جهان نمونه است. شهید رسول شمسی در روز پنج شنبه مورخ ۱۹/۷/۱۳۸۶ ساعت ۸:۳۰ مصادف با ۲۹ ماه مبارک رمضان با دست و پا و جسم بیمار میکربی شیمیایی ندای حق را لبیک گفت و از عالم خاکی به عرش اعلا پر کشید . پر پرواز زیبایی داشته ای اما چه کنیم تقدیر چنین است چون خداوند انسانهای پاک و اسوه را از زمین به پرواز فرا می خواند.خدایا روح بلند شهیدان کربلا و شهدای ایران زمین به ویژه شهید رسول شمسی را با روح پر فتوح سالار شهیدان قرین رحمت قرار بده .

پروردگارا ما را از ادامه دهندگان راه شهدا و راه شهید رسول شمسی قرار بده…آمین یا رب العالمین

الهم الرزقنی شفاعه الحسین یوم الورود