سرآغاز قیام امام حسین (ع) بعد از مرگ معاویه بود

امام حسین علیہ السلام

مورخان سرآغاز قیام امام حسین (ع) را مرگ معاویه می دانند. تا زمانی که معاویه زنده بود امام (ع) به عهد و پیمانی که بین امام حسن (ع) و معاویه بسته شده بود، وفادار ماند و شکستن آن را جایز نمی دانست، امام با مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید، امام (ع) قیام خود را علیه نظام حاکم ستم پیشه آغاز کرد (همو، ص ۱۶۸).

یزید در طی نامه ای به ولید بن عتبه، حاکم مدینه، از او خواست که از امام حسین (ع) بیعت بگیرد و در صورت امتناع امام (ع) او را گردن بزند (همان، ص ۱۶۹). ولید شبانه امام (ع) را نزد خود خواست و مرگ معاویه را به اطلاع ایشان رساند و آن گاه نامه ی یزید را مبنی بر بیعت گرفتن از امام علی (ع) برای وی خواند. امام حسین (ع) مهلت خواست. ولید هم در پی کسان دیگری، از جمله عبدالله بن زبیر، فرستاد تا از آنان هم بیعت بگیرد. عبدالله برای اینکه با یزید بیعت نکند، شبانه راهی مکه شد. امام حسین (ع) هم در شب یکشنبه ۲۸ رجب سال ۶۰ هجری همراه فرزندان، برادرزادگان، برادران، و همه ی خاندانش به جز محمد حنفیه رهسپار مکه شد. امام (ع) به محمد حنیفه وصیت کرد و طی آن ضمن حمد و ستایش خداوند و رسولش و خاندان پاک رسول(ص)، هدف خود را از سفر به مکه اصلاح مفاسد و تباهی امت و امر به معروف و نهی از منکر و زنده کردن سنت رسول خدا (ص) و راه و رسم امام علی (ع) اعلام کرد (همو، ص ۱۷۴-۱۷۵).

امام به ام سلمه، همسر پیامبر (ص)، امانتی داد و گفت که فرزندم، علی بن حسین (ع)، آنها را از تو خواهد خواست و این دلیل امامت اوست (همو، ص ۱۷۷). امام حسین (ع) در حالی که آیه ی ۲۱ سوره قصص «فخرج منها خائفاً یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین» را تلاوت می کرد، از مدینه خارج شد. امام حسین (ع) در شب جمعه ۳ شعبان وارد مکه شد و در آنجا اقامت گزید (همو، ص ۱۷۹). طی چهار ماهی که امام (ع) در مکه بود نامه های فراوانی از مسلمانان به او می رسید مبنی بر اینکه فساد و تباهی بنی امیه و دستگاه حکومتی یزید آنها را بر آن داشته که با یزید بیعت نکنند و از امام (ع) خواستند که به قیام برخیزد و پیمان بستند که او را یاری دهند. بدین ترتیب کم کم زمینه های قیام امام حسین (ع) فراهم می شد (همو، ص ۲۰۵).

نارضایتی مردم از حکومت پلید یزید از یک طرف و ظلم و ستم روز افزون بنی امیه از طرف دیگر، امام (ع) را بر آن داشت که به پا خیزد و قیام کند. امام حسین (ع) با اینکه می دانست در این قیام کشته خواهد شد و حتی زمان و مکان شهادت خود را هم می دانست، خود و خانواده اش را در راه خدا و به خاطر دین و آیینش قربانی کرد. برخی از اهداف امام (ع) به تصریح خود او بدین قرارند: ۱٫ عمل کردن به وظیفه شرعی در قبال حاکم ستم پیشه (یزید)؛ ۲٫ رسوا ساختن بنی امیه؛ ۳٫ زنده کردن سنت ها و از میان بردن بدعت ها؛ ۴٫ امر به معروف و نهی از منکر؛ ۵٫ بیدار کردن وجدان ها و تحریک احساسات مردم (حکیم، ص ۱۹۲، ۱۹۷).

یزید در طی نامه ای به ولید بن عتبه، حاکم مدینه، از او خواست که از امام حسین (ع) بیعت بگیرد و در صورت امتناع امام (ع) او را گردن بزند. ولید شبانه امام (ع) را نزد خود خواست و مرگ معاویه را به اطلاع ایشان رساند و آن گاه نامه ی یزید را مبنی بر بیعت گرفتن از امام علی (ع) برای وی خواند. امام حسین (ع) مهلت خواست. ولید هم در پی کسان دیگری، از جمله عبدالله بن زبیر، فرستاد تا از آنان هم بیعت بگیرد

بیشترین نامه ها برای امام حسین (ع) از سوی مردم کوفه می آمد. آنها، که مدت های طولانی با امام علی (ع) و امام حسن (ع) زندگی کرده بودند، آمادگی خود را برای بیعت با امام حسین (ع) اعلام کردند. بزرگان کوفه به نمایندگی از مردم از امام (ع) درخواست کردند که به کوفه بیاید و خلافت را به دست بگیرد. امام (ع) چنین مصلحت دید که ابتدا فرستاده ای به سوی آنان اعزام کند تا هم اوضاع کوفه را بسنجد و هم از مردم بیعت بگیرد و در کل زمینه سفر امام (ع) را آماده کند (همو، ص ۲۰۷).

حرم امام حسین(علیه السلام)

امام (ع) برای این کار مسلم بن عقیل را در نظر گرفت. مسلم همراه چند نفر راهی کوفه شد. مردم از مسلم به گرمی استقبال کردند و حدود ۱۸ هزار تن با وی دست بیعت دادند. مسلم در نامه ای به امام (ع) نوشت که اکنون جمعیت بسیاری با من بیعت کرده اند. پس بدین سو بشتاب؛ زیرا همه ی مردم شما را می خواهند (همو، ص ۲۰۹). یزید از نامه های پنهانی کوفیان به امام حسین (ع) و رفتن مسلم به کوفه خبردار شد و برای ممانعت از حرکت امام (ع) به سمت کوفه، عبیدالله بن زیاد را به جای نعمان بن بشیر، که فردی نسبتاً ملایم بود، فرمانروای کوفه کرد. عبیدالله بسیار سنگدل و خونریز بود. وی به محض خواندن نامه ی یزید همراه خانواده و چند تن از اهالی بصره عازم کوفه شد و کوشید که قبل از امام حسین (ع) به کوفه برسد. مردم وی را با امام حسین (ع) اشتباه گرفتند و به استقبالش رفتند. ابن زیاد وارد دارالاماره شد (همو، ص ۲۱۹). فردای آن روز در جمع مردم به سخنرانی پرداخت و به موافقان یزید وعده های فراوان داد و مخالفان را به مرگ تهدید کرد. وحشت از قساوت و سنگدلی عبیدالله و لشکریانش موجب شد که مردم عهد و پیمان خود را فراموش کنند و کم کم از دور مسلم پراکنده شوند. عبیدالله برخی هواداران مسلم، از جمله هانی بن عروه، را به قتل رساند و مسلم یکه و تنها در کوچه های کوفه سرگردان شد. عبیدالله محل اختفای او را یافت. سرانجام مسلم بعد از نبرد دلیرانه با سربازان عبیدالله، دستگیر و کشته شد (همو، ص ۲۲۳-۲۲۵).

امام (ع) در روز سه شنبه ۸ ذی الحجه ی سال ۶۰، یعنی همان روزی که مسلم به شهادت رسید (روز عرفه)، مکه را به سمت کوفه ترک کرد. وی اعمال حج را ناتمام رها کرد و آن را عمره مفرده قرار داد و به اتفاق اعضای خاندان و فرزندان و پیروانش سفر خود را آغاز کرد. امام (ع) قبل از حرکت در سخنانی دلایل خود را برای بیعت نکردن با یزید تشریح کرد و از سرنوشتی که در انتظار وی و خاندانش بود به مردم مکه خبر داد و کسانی را که جان خویش را در طبق اخلاص نهاده اند، به جمع خود فراخواند. امام (ع) طی نامه ای  به بنی هاشم در مدینه، از آنان یاری طلبید. با رسیدن نامه ی امام (ع) به مدینه، جمعی از آنان برای پیوستن به سپاه امام (ع) حرکت کردند (همو، ص ۲۲۶).

امام حسین (ع) در مسیر خود نامه ای به کوفیان نوشت و از پیروانش در کوفه خواست که مردم را از آمدنش آگاه سازند. قیس بن مسهَّر مأمور رساندن این نامه به کوفه شد. عبیدالله، که از حرکت امام (ع) آگاه شده بود، عده ای را به منطقه ی قادسیه فرستاد تا اگر امام (ع) یا هر یک از یارانش وارد آن منطقه شدند، آنها را دستگیر کنند. قیس بن مسهَّر، پیک امام حسین (ع)، در قادسیه دستگیر شد و به شهادت رسید (همو، ص ۲۳۸). دومین فرستاده ی امام، عبدالله بن یقطر، نیز به شهادت رسید. امام (ع) در منطقه «زباله» از پیمان شکنی مردم کوفه و کشته شدن مسلم و دو فرستاده اش مطلع شد (حکیم، ص ۲۴۱). وی در جمع مردمی که همراهش بودند طی خطابه ای گفت اکنون خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و قیس بن مسهر و عبدالله بن یقطر به ما رسید. پیروان ما دست از یاری ما برداشته اند. اکنون هر یک از شما بخواهد می تواند بدون هیچ مشکلی به خانه و کاشانه ی خویش بازگردد و من بیعتم را از او برداشتم. بسیاری از مردم پراکنده شدند و فقط یاران صدیق و خاندان امام (ع) باقی ماندند.

 منبع : تبیان