پاسخ به شبهه واقعه درب خانه
شبهه هتک حرمت فاطمه و غیرت علی علیه السلام + اسناد

شبهه ای قدیمی در مورد حادثه تاریخی حمله به درب خانه حضرت علی علیه السلام و لطمه بر حضرت زهرا سلام الله علیها وجود دارد که در این صحنه چرا امیرالمومنین علیه السلام کاری نکرد و ساکت ماند؟ مگر غیرت علوی اجازه می دهد که همسرش مورد تعرض مهاجمان قرار گیرد؟

 ۹۴/۰۱/۰۶

 

موافقان این شبهه که در شیعه و سنی وجود دارند، سعی بر انکار واقعه تاریخی داشته و رحلت حضرت زهرا را ناشی از بیماری بعد از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می دانند. این افراد دلائلی چون:

۱) مژده پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به ایشان مبنی بر اینکه که شما اولین کسی هستی که در بهشت به من ملحق می شوی.

۲) حضرت فاطمه سلام الله علیها چون پدرشان را بسیار دوست می داشتند برایشان بسیار گریه می کردند و مرتب آرزوی مرگ برای خودشان می کردند.

۳) حضرت زهرا سلام الله علیها و خواهرانشان زینب و رقیه همگی در سنین نوجوانی از دنیا رفتند . بنابر این وفات خاص حضرت زهرا سلام الله علیها نبود بلکه تمامی دختران پیامبر اسلام در نوجوانی رحلت کردند.

۴)فرض کنیم یکی از صحابه چنین کاری کرده باشد. آیا این توهین به علی علیه السلام نیست که شخصی، همسر او را به قتل برساند و او ساکت بماند. ۴)بر فرض که شخصی چنین کاری کرده باشد، آیا صدها صحابی رسول خدا که در رکاب او جنگیده بودند اینقدر بی غیرت شدند که دختر پیامبرشان را فردی به قتل برساند و همه ساکت بمانند.

۵) از طریق راویان مورد اعتماد روایت نشدن و … ؛ را بهانه ای برای رد رخدادهای تاریخی نموده و این تفاوت ها را نشانه این می دانند که حضرت زهرا سلام الله علیها با بیماری از دنیا رفتند نه با قتل!!

اما در پاسخ به این شبهه، لازم است با دو رویکرد به این واقعه توجه شود. اول، رویکرد تاریخی و بررسی سندی این حادثه، دوم، رویکرد تحلیل سیاسی این حادثه در بستر وقایع پس از رحلت پیامبر اکرم؛

رویکرد تاریخی

اولا، حادثه آتش زدن درب خانه امیرالمومنین و لطمه به فاطمه زهرا در این واقعه وجود تاریخی دارد که بسیاری از کتب تاریخی اهل سنت هم به آن اشاره کرده اند. امام  جوینی، ابن أبی شیبه، علامه بلاذری، ابن قتیبه دینوری، محمد بن جریر طبری، مسعودی شافعی، ابن عبد ربّه، ابن عبد البر قرطبی، مقاتل بن عطیه، أبی الفداء، صفدی، ابن حجر عسقلانی و شمس الدین ذهبی، أبو ولید محمد بن شحنه حنفی، محمد حافظ ابراهیم،عمر رضا کحاله، عبد الفتاح عبد المقصود

از آن جایی که روایت جوینی اهمیت بیشتری داشت و نیز تصریح به مقتوله بودن صدیقه طاهره دارد به آن اشاره می شود. جوینی « استاد ذهبی » از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این گونه روایت می کند[۱]:

روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بود ، حسن بن علی بر او وارد شد ، دیدگان پیامبر که بر حسن افتاد ، اشک آلود شد ، سپس حسین بن علی بر آن حضرت وارد شد ، مجدداً پیامبر گریست . در پی آن دو ، فاطمه و علی علیهما السلام بر پیامبر وارد شدند، اشک پیامبر با دیدن آن دو نیز جاری شد ، وقتی از پیامبر علت گریه بر فاطمه را پرسیدند، فرمود:

«زمانی که فاطمه را دیدم ، به یاد صحنه‌ای افتادم که پس از من برای او رخ خواهد داد ، گویا می‌بینم ذلت وارد خانۀ او شده ،‌ حرمتش پایمال گشته، حقش غصب شده ، از ارث خود ممنوع گشته ، پهلوی او شکسته شده و فرزندی را که در رحم دارد، سقط شده؛ در حالی که پیوسته فریاد می‌زند : وا محمداه ! ؛ ولی کسی به او پاسخ نمی‌دهد ،‌ کمک می خواهد ؛ اما کسی به فریادش نمی‌رسد. او اول کسی است که از خاندانم به من ملحق می‌شود ؛ و در حالی بر من وارد می‌شود که محزون ، گرفتار و غمگین و شهید شده است. و من در اینجا می‌گویم : خدایا لعنت کن هر که به او ظلم کرده ، کیفر ده هر که حقش را غصب کرده ، خوار کن هر که خوارش کرده و در دوزخ مخلد کن هر که به پهلویش زده تا فرزندش را سقط کرده و ملائکه آمین گویند. (فرائد السمطین ج۲ ، ص ۳۴ و ۳۵) (روایات تاریخی مربوط به این حادثه و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها،)

ثانیا، حضرت امیرالمومنین علیه السلام در ماجرای جانسوز حمله به حضرت زهرا سلام الله علیها از خود واکنش نشان داده است؛ برای نمونه به دو مورد از منابعی که این واقعه را ذکر کرده اند(از اهل سنت و شیعه) اشاره می شود: اول، آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مى‌نویسد: «آن شخص عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله علیها به طرف او آمد و فریاد زد: «یا ابتاه، یا رسول الله»! او شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازیانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فریاد زد: «یا ابتاه» (با مشاهده این ماجرا) علی (ع) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید»[۲](الآلوسی البغدادی، ج۳، ص۱۲۴)آلوسى این روایت را بدون هیچ حاشیه و نقدى نقل کرده و رد نکرده است که حکایت از پذیرفتن آن دارد.

سلیم بن قیس[۳] نیز می نویسد: «با مشاهده ی این جریان، ناگهان علی(ع) از جا بلند شد و یقه ی (آن شخص ضارب) را گرفت و او را محکم کشید و بر زمین زد و به بینی و گردنش کوبید و خواست او را بُکشد….،که فرمایش پیامبر و وصیت او را به یاد آورد و فرمود: قسم به خدائی که محمّدرا به پیامبری ارج نهاده است، ای پسر صهاک، اگر نبود کتابی از طرف خدا و نیز عهدی که با رسول الله(ص) کرده، می فهمیدی که نمی توانی داخل خانه ی من شوی! در اینجا، او از دست علی آزاد شد و از مردم کمک خواست.»( سلیم، فصل چهارم، صفحه ۳۲)

ثالثا، در مورد مژده پیامبر صلی الله علیه و آله پیشتر توضیح دادیم که معنی شهادت چیست و اینکه پیامبرصل الله علیه و آله به ایشان فرمودند شما اول کسی هستی که به من ملحق می شوی مربوط به اصل از دنیا رفتن حضرت زهرا سلام الله علیها است و اشاره ای به کیفیت آن که به مرگ طبیعی است یا شهادت ندارد و با هر دو نوع سازگار است و لذا اگر از تاریخ شهادت فهمیده شد تناقضی با آن جملهء رسول خدا صل الله و علیه و آله ندارد.

جهت دریافت تصویر در ابعاد بزرگتر بر روی آن کلیک کنید

رویکرد تحلیل سیاسی

حرکتی که از سقیفه آغاز شد، به دنبال بی اهمیت جلوه دادن خلافت علی علیه السلام به دنبال جلب حمایت افکار عمومی بود و حادثه خانه اهل بیت در جلوی چشم مردمی بوقوع پیوست که همه از احترام پیامبر به این خانواده آگاه بودند. مردم مدینه در ۸۰ غزوه دوشادوش پیامبر اسلام جنگیدند و شهید دادند و همه شاهد غدیر و تاکیدات پیامبر بر حضرت علی علیه السلام در خلافت مسلمین بودند اما با یک جریان تبلیغاتی در مقابل کار انجام شده قرار گرفته و دست به بیعت با دیگری دادند. راهکار مبارزاتی حضرت زهرا سلام الله علیها مقابله با این تبلیغات در بصیرت دادن به مسلمانان از گذشته و یادآوری آنچه که گذشت است. راهکارهای مبارزاتی ایشان در این جنگ نرم را در چهار عملیات می توان برشمرد:

۱) ورود در صحنه حمله به خانه امیرالمومنین و مقاومت در برابر خواسته سقیفه از حضرت علی علیه السلام در بیعت با خلیفه اول؛

در این واقعه، هرچند هدف اصلی اهل سقیفه تحمیل بیعت با خلیفه اول بر علی علیه السلام است، اما حضرت زهرا وارد معرکه شده و محاسبات را به هم می زند به طوری که مردم متوجه جسارت به خانه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می شوند. در جامعه مدینه، این واقعه بوسیله شبکه های اجتماعی ارتباطی می پیچد به طوری که حمله کنندگان برای مبرا شدن خود به عیادت حضرت زهرا سلام الله علیها می آیند.[۴] مهاجران و انصار هم برای عذرخواهی خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها می آیند.[۵]

۲) بلند گریه کردن در جلوی مردم؛

حضرت زهرا با صدای بلند گریه می کرد، در جلوی دروازه شهر می نشست و گریه می کرد. در حقیقت حضرت زهرا سلام الله علیها با اینکار برای مردم ایجاد سوال می کرد که چرا دختر پیامبر مدام در حال گریه و اشک ریختن است؟ این ایجاد سوال، موجب بیداری و یادآوری آن چیزی است که تحت تبلیغات سیاسی برای افکار عمومی پوشانده شده بود.

وقتی بزرگان مدینه خدمت امیرالمومنین رسیدند، وَ اجْتَمَعَ شُیُوخُ أَهْلِ الْمَدِینَهِ وَ أَقْبَلُوا إِلَى أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالُوا لَهُ یَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ فَاطِمَهَ ع تَبْکِی اللَّیْلَ وَ النَّهَار…(بحار الانوار، ج۴۳ ص۱۷۷) و گفتند: یا ابا الحسن! فاطمه شب و روز گریه میکند، هیچ کدام از ما شب در رختخواب بخواب نمیرویم، روزها بعلت مشغله و طلب وسائل زندگى قرار و آرام نداریم، ما از تو تقاضا میکنیم که فاطمه یا شب و یا روز گریه کند.

على علیه السّلام بعد از این جریان اطاقى خارج از شهر مدینه براى حضرت زهراى اطهر ساخت که آن را بیت الاحزان می گفتند. موقعى که صبح می شد فاطمه اطهر حضرت حسن و حسین علیهما السّلام را برمیداشت و متوجه بقیع و خارج از مدینه میشد [در آنزمان قبرستان بقیع خارج از مدینه بود] و همچنان تا شب مشغول گریه بود. موقعى که شب فرا میرسید حضرت امیر مى‏آمد و فاطمه اطهر را بمنزل خویش باز میگردانید. (بحارالانوار ج۴۳ ص۱۷۷؛ در امالی صدوق ص۱۴۱ اینگونه آمده: اما فاطمه دختر محمد (ص) بر رسول خدا (ص) گریست تا مردم مدینه بوى در آزار شدند و گفتند از فزونى گریه‏ات ما را آزار دادى و سر مقابر شهداء مى‏رفت و تا میخواست میگریست‏. )

در این روایت می بینیم که خود امیرالمومنین در جهت دهی مبارزاتی حضرت زهرا سلام الله علیها همکاری کرده و اطاقکی در دروازه شهر برای ایشان ساختند. یک زن همراه دو بچه خود هر روز صبح آنجا رفته و این زن شروع به گریه می کند. دروازه هر شهری محل عبور و مرور تجار و بازرگانان، عابران و رهگذران، مسافران و افراد مختلف است که برای هر کدام سوال پیش می آید چرا این زن در دروازه شهر گریه می کند؟ او کیست؟ این دو کودک کیستند؟ از حضرت سوال می کردند و حضرت به خطبه می پرداخت و وقایع را بازگو می کرد و به روشنگری می پرداختند.

۳) حضرت با آینده نگری در جامعه اسلامی در خطابه های خود به تذکار مسلمانان می پردازد و علت دچار شدن بشریت با مشکلات فراوان را بیراهه روی امروز معرفی می کند.

در کتاب احتجاج از سوید بن غفله روایت شده است: چون فاطمه علیها السّلام بیمار شد به هنگام شدّت یافتن بیماریش گروهى از زنان مهاجر و انصار به عیادتش جمع شدند و بر آن حضرت سلام کرده، گفتند: اى دختر رسول خدا! وضع بیماریت چگونه است و با آن چه مى‏کنى؟ آن حضرت ستایش خداوند سبحان کرده بر پدرش درود فرستاد، و در قسمتی از سخنانش فرمود: «اَمَا لَعَمْرِی لَقَدْ لَقِحَتْ فَنَظِرَهٌ رَیْثَمَا تُنْتَجُ ثُمَّ احْتَلَبُوا مِلْ‏ءَ الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً وَ ذُعَافاً مُبِیداً هُنَالِک…»( الاحتجاج، ج۱ص۱۰۹ ؛بحارالانوار ج۴۳ ص۱۶۰)  امّا به جان خود سوگند که نطفه این (فتنه) بسته شده است. [و شتر این فتنه آبستن شده، به همین زودى خواهد زایید] انتظار کشید تا این فساد در پیکر اجتماع اسلامى منتشر شود. از پستان شتر پس از این خون و زهرى که زود هلاک‏کننده است، بدوشید. در اینجاست که پویندگان راه باطل زیان بینند و مسلمانانى که در پى خواهند آمد، در مى‏یابند که احوال مسلمانان صدر اسلام چگونه بوده است. قلبتان با فتنه‏ها آرام خواهد گرفت. بشارتتان باد به شمشیرهاى کشیده و برّا، و حمله جائر و متجاسر ستمکار، و درهم شدن امور همگان و خود رأیى ستمگران! غنایم و حقوق شما را اندک خواهند داد. و جمع شما را با شمشیرهایشان دور خواهند کرد. و شما جز میوه حسرت برداشت نخواهید نمود. کارتان به کجا خواهد انجامید؟…

۴) حضرت برای اینکه این مبارزه تا رسیدن حق به جایگاهش ادامه پیدا کند در وصیت خود از امیرالمومنین درخواست مخفی بودن قبر خود را کرد.

امیر المومنین، اسماء را دید که بالاى سر زهرا نشسته گریه مى‏کند و مى‏گوید: یتیمان حضرت محمّد چه کنند، بعد از فوت جدّ شما دل ما به فاطمه خوش بود! بعد از فاطمه به چه کسى دل خوش کنیم! آنگاه حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام صورت مبارک فاطمه زهرا را باز کرد رقعه‏اى نزد سر آن بانوى معظّمه یافت که در آن نوشته بود:

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم، این وصیّتى است که فاطمه دختر پیغمبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم کرده است: فاطمه شهادت مى‏دهد که خدایى جز خداى یگانه وجود ندارد، حضرت محمّد بنده و پیامبر خدا مى‏باشد. بهشت بر حق و دوزخ بر حق است، قیامت خواهد آمد و شکّى در آن نخواهد بود، خداوند کلیه افرادى را که در قبرها مدفونند بر خواهد انگیخت.

یا على! من فاطمه دختر حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏باشم. خدا مرا در دنیا و آخرت براى تو تزویج نمود.

یا على! تو از دیگران براى (غسل و کفن) من مقدّم هستى، مرا حنوط کن غسل بده، شبانه مرا دفن کن، شبانه بر بدنم نماز بگزار، شبانه به خاکم بسپار، احدى را از فوت من آگاه منماى، من تو را به خداوند می‏سپارم، و فرزندانم به درود تا روز قیامت! (بحارالانوار ج۴۳ ص۲۱۴)

نتیجه بحث اینکه تمام این اقدامات در یک نقشه هماهنگ اجرا شده و نمی توان نقطه شروع آن که ورود حضرت فاطمه سلام الله علیها به عرصه مبارزه است را نادیده گرفت. همچنین آنچه طبق نقل های تاریخی شیعه و سنی به حد تواتر رسیده است قابل انکار نیست، ضمن اینکه به گمان کسی نمی رسید که اهل سقیفه حاضر به هتک حرمت دخت نبی مکرم اسلام شوند و شاید کل ماجرا[۶] و گفتگوهایی که صورت می گیرد در کمتر از یک دقیقه رخ داده باشد، اما آنچه که مهم است ایجاد یک شوک در اهل مدینه و جامعه اسلامی است که توجه ایشان را به توطئه منافقین جلب کند.

منابع

۱٫                مجلسی، محمد باقر(۱۱۱۱ق). بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار. تهران، اسلامیه.

۲٫                احمد بن على طبرسى(قرن ۶). الإحتجاج على أهل اللجاج. مشهد، مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳قمری.

۳٫                شیخ صدوق. امالی الصدوق. بیروت: اعلمی، ۱۴۰۰ق.

۴٫                الآلوسی البغدادی، العلامه أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۳، ص۱۲۴، ناشر: دار إحیاء التراث العربی –بیروت.

۵٫                هلالى، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ۲جلد، الهادى – ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۰۵ق.



[۱] وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَکَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی کَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیْتَهَا وَ انْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ کُسِرَ جَنْبُهَا [وَ کُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ … فَتَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَهً مَکْرُوبَهً مَغْمُومَهً مَغْصُوبَهً مَقْتُولَه .

فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِکَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَهُ عِنْدَ ذَلِکَ آمِین‏ .

[۲] أنه لما یجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمه وصاحت یا أبتاه ویا رسول الله فرفع عمر السیف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارک ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت یا أبتاه فأخذ على بتلابیب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته؛

[۳] از شیعیان باوفای امام زین العابدین علیه السلام

[۴] آن دو نفر از حضرت زهرا علیهاالسلام چندین مرتبه رخصت ملاقات طلبیدند، اما به آنان اجازه دیدار نداد آن دو تن صحابى، حضرت على علیه السلام را ضامن خویش قرار دادند. امیر مومنان به همسر خود فرمود: من عهده دار شده ام تا آنان با شما دیدار کنند. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خانه، خانه تست، هر آنچه تو فرمان دهى. [ر- ک: علل الشرایع، جلد اول، ص ۱۷۸، امام على بن ابى طالب، ص ۳۲۰٫]

[۵] قال سوید بن غفله: فاعادت النساء قولها- علیه السلام على رجالهن فجاء الیها قوم من وجوه المهاجرین والانصار معتذرین، و قالوا: یا سیده النساء لو کان ابوالحسن ذکر لنا هذا لامر قبل ان نبرم العهد، و نحکم. العقد، لما عدلنا عنه الى غیره. فقالت: الیکم عنى، افلا عذر بعد تعذیر کم، ولا امر بعد تقصیرکم» [اجتماج، جلد اول، ص ۱۴۹، بحار الانوار، جلد ۴۳، ص ۱۶۱٫]

در احتجاج و بحارالانوار به روایت از سوید بن غفله چنین آمده است: که زنان مهاجر و انصار آنچه را حضرت زهرا علیهاالسلام برایشان گفته بود براى مردان خود بازگو کردند. پس از آن گروهى از بزرگان مهاجر و انصار در مقام عذرخواهى برآمدند و به نزد حضرت زهرا علیهاالسلام آمدند و گفتند: اى سرور زنان! اگر ابوالحسن (على علیه السلام) پیش از بیعت کردن، با ابوبکر این نکته را به ما پیشنهاد مى کرد، هرگز ما او را رها نمى کردیم، و به سراغ دیگران نمى رفتیم حضرت زهرا علیهاالسلام که از گناه آنان سخت ناراحت بود به آنان فرمودند: از من دور شوید! بعد از عذرهاى دروغین شما، دیگر عذرى پذیرفته نیست، و بعد از این تقصیر و گناه شما، دیگر چاره اى وجود ندارد

[۶] آتش زدن در و با لگد کوبیدن به آن

منبع : فرهنگ نیوز