بسم رب  الشهدا ءوالصدیقین

Copy of8

شهید:دوست محمد بازاری

نام پدر: احمد

منطقه عملیات:مریوان ارتفاعات مارد

تاریخ تولد:۱۳۴۲

تاریخ شهادت:۱۵/۱/۱۳۶۱

محل تولد:ساری- روستای جامخانه

زندگی نامه

شهید دوست محمد بازاری در سال ۱۳۴۲ در یک خانواده مذهبی و کشاورز در روستای جامخانه ساری دیده به جهان گشود.وی  در هفت ۷ سالگی برای آموختن علم به مدرسه رفت و تا کلاس چهارم ابتدایی ادامه تحصیل داد و چون در تنگدستی و مشکلات زندگی بسر میبرد مجبور شد مدرسه را رها کند و به کار بپردازد. وی قبل از خدمت مقّدس سربازی پدر بزرگوارش را از دست داد وبار سنگین خانواده به دوش او و برادرش افتاد . از خصوصیات اخلاقی شهید عزیز این بود که همیشه به ذکر خدا مشغول بود،در کار کشاورزی  کمک می کرد ، فردی با تقوا و مومن بوده و همیشه  به فکر بیچارگان و درماندگان  بود و به حالشان زاری می کرد .چون خودش به این درد گرفتار بود خیلی سفارش اسلام ، مسلمین  و خانواده را می کرد . و در محل کارهم مقید  به انجام واجبات بود. وی در ۱۸ سالگی به خدمت مقدس سربازی برای آموزش به شاهرود اعزام شد. و بعد از گذراندن دوران آموزشی  به شهر خون و آتش و به منطقه مریوان در غرب کشور اعزام شد. وی در ارتش جمهوری اسلامی ایران به انجام وظیفه مشغول بود. شهید بزرگوار هر بار که به مرخصی می آمد به مادرش می گفت؛((مادر خوشحال باش وقتی پیروز شدیم     شما را به کربلا می بریم کنار قبر شهید کربلا)) او به مادرش می گفت؛((مادرم اگر شهید شدم برایم گریه نکن من باید صدام و صدامیان را از بین ببرم واسلام را پیروز نمایم چه با سلاحم باشد وچه با خونم،فرقی نمی کند….

وارد خاک عراق می شوند و به میدان مین برخورد می کنند که به انفجار مین به جز یک نفر که مجروح می شود همۀ آن پنج نفر به شهادت میرسند.گر چه پیکر مطهرش باز نگشت ولی روح پاکش به مولایش امام حسین (ع)پیوست و در تاریخ  ۱۵/۱/۱۳۶۱ که به شناسائی منطقه رفته بودند به همراه همرزمانش در منطقۀ عملیاتی مریوان در سلسله ارتفاعات مارد به روی مین رفته و با انفجار آن به شهادت می رسند.تا کنون پیکر مطهر شهید بازاری پیدا نشده است ولی راه شهید مشخص و پیداست .از شهیدی که هنوز مفقد الجسد است و خبری تاکنون نشده و برای انقلاب اسلامی حماسه آفرید،خیانت به شهدا و فراموشی آنها آیا امیدی هست که روز قیامت شفاعتمان کنند؟هنوز دیر نشده ،به شهدا اقتدا کنیم و با پاکی و انجام وظیفه به راهشان بر گردیم.

با صبا در چمن لاله سحر می گفتم

که شهیدان که اند این همه خونین کفنان

Picture 001 Picture 1 Picture 002 Picture  21

الهم الرزقنی شفاعه الحسین یوم الورود