«قرآن» از نگاه فاطمه علیهاالسلام

زندگی فاطمه، ترجمانی از «تربیت وحیانی» است. فاطمه در دامان پدری پرورش یافت که قلب مبارکش مرکز نزول قرآن بود؛ از این رو، «قرآن» بیش ترین اثر را در تربیت «فاطمه» و زندگی آن بزرگوار داشته است.

به عبارت دیگر: با توجّه به روح عرشی و طینت بهشتی آن قدسیه، فروغ وحی با بیش ترین پرتو در زندگی آن حضرت درخشش داشته است.

تسبیح، تحمید، عبادت، نیایش ها و خصال و مکارم اخلاق آن حضرت جلوه هایی از آیات قرآنی است.

زندگی او، چون دانشگاهی است که در آن انسان و قرآن، چون جسم و روح، شاکله واحدی را آفریده اند، و قرآن و معلّم اکرمش «انسان کامل» را پدید آورده اند.

«قرآن» در اوج فروغ عرشی خود، بر جان «فاطمه» تابیده، و انوار آن در رفتار، اندیشه و خصال آن حضرت فروزان است. لذا در دعای روز دوشنبه چنین می فرماید:

«و تبصّرا فی کتابک، و فهما فی حکمک…. و لا تجعل القرآن بنا ماحلاً، و الصّراط زائلاً….».(۱)

او در این نیایشْ از خداوند، بصیرت و بینایی در قرآن و فهم باطن و ظاهرش را می خواهد. آنگاه با درود بر محمد و آل، می فرماید: «خدایا!

قرآن را به ما خصم و دشمن قرار مده.»

و نیز در تعقیبات نماز ظهر، همین مفهوم را تکرار نموده و چنین نیایش می کند: «والحمد للّه الّذی لم یجعلنی جاحدا لشی ء مِن کتابه(۲)؛ حمد و سپاس برای خدایی است که فروغ وحی را بر جانم جاری ساخت و مرا، منکر آیات کتابش قرار نداد.»

همچنین در سخنان بلیغ و رسای خود در مسجد پیرامون قرآن چنین فرمود:

«و بقیه استخلفها علیکم: کتاب اللّه النّاطق، و القرآن الصّادق و النّور السّاطع، و الضّیاء اللاّمع، و بینه بصائره، منکشفه سرائره، متحیله ظواهره، مغتبطه به اشیاعه، قائد الی الرّضوان اتباعه، مؤدّ الی النّجاه استماعه، به تنال حجج اللّه المنوّره و عزائمه المفسّره، و محارمه المحذره، و بیناته الجالیه، و براهینه الکافیه، و فضائله المندوبه، و رخصه الموهوبه، و شرایعه المکتوبه(۳)؛ و آنچه را که پیامبر خدا پس از خود در میان شما باقی گذارده: کتاب گویای خدا (ما خاندان) و قرآن صادق است که نور فروزان و شعاع درخشان اوست.

قرآن، کتابی است که دلایلش روشن، لطایف و دقائقش آشکار، ظواهرش نورانی، پیروانش پر افتخار و مورد رشک دیگرانند. کتابی که پیروی اش نیل به رضوان، و فرمانبری اش رستگاری دو جهان است؛ در

پرتو آن می توان دلیل های روشن الهی را دید، و تفسیر احکام و واجبات او را دریافت. قرآن، حرام های الهی را باز دارنده، و حلال های خدا را رخصت دهنده، و مستحبّات را نشانگر، و شریعت را ره گشاست.»(۴)

پی نوشت :

  1. «بحار الانوار» ج ۸۷، ص ۳۳۸٫
  1. همان، ج ۸۳، ص ۶۶؛ «فلاح السائل» ص ۱۷۳٫
  1. «بلاغات النساء» ص ۱۶؛ با کمی تفاوت «زندگانی فاطمه زهرا» سید جعفر شهیدی، ص ۱۲۸ و ۱۲۹٫
  1. «مسند فاطمه» مهدی جعفری، ص ۱۵۲ و ۱۵۳٫