ولادت فاطمه علیهاالسلام

هنگامی که درد زایمانْ خدیجه را فرا گرفت و وضع بر او سخت گردید، آن گونه که گشودن در برای او دشوار بود، و تنهایی و بی کسی او را نگران ساخته بود، ناگهان متوجه شد چهار زن گندم گون و بلند قامت وارد خانه شدند. چنین پنداشت که این خانم ها از بنی هاشم هستند؛ ولی دید آنان را نمی شناسد. آخر، خدیجه همه زنان مکه را می شناخت.

این چهار زن: ساره، آسیه، کلثوم و مریم بودند که برای یاری خدیجه از بهشت آمده بودند… فاطمه علیهاالسلام در هاله ای از نور متولد شد؛ دختری خجسته، مبارک و طیب. نور او تابید و خانه های مکیان را فروزان ساخت و غرب و شرق جهان را نور باران نمود. سپس ده زن آمدند که همراه

خود طشت و آفتابه داشتند؛ زنی که پیش روی خدیجه بود، فاطمه علیهاالسلام را شست و شو داد و او را در دو جامه سفید که عطر بهشتی از آن استشمام می شد، پیچید. آن زنان از فاطمه خواستند تا سخن بگوید. آن حضرت گفت:

«گواهی می دهم که خدایی، جز خدای یگانه نیست. و شهادت می دهم که پدرم، فرستاده خدا و آقای پیامبران است و شوهرم، سید اوصیا و دو فرزندم، سید جوانان اهل بهشت می باشند.»(۱)

  • ۱- «امالی» شیخ صدوق، مجلس ۸۷، ص ۳۵۳؛ «دلائل الامامه» طبری، ص ۹؛ «روضه الواعظین» ص ۱۲۴؛ «مدینه المعاجز» ص ۱۳۵٫