گریختن فراس مخزومی در شب عاشورا

گریختن فراس مخزومی در شب عاشورا

«فراس بن جعده ی مخزومی «خویشاوندی نزدیکی با امام داشت؛ زیرا پدرش جعده، مادرش ام هانی دختر ابوطالب بود و از جمله کسانی بود که با حضرت حسین علیه السلام برای قیام بر امویان در روزگار معاویه، مکاتبه نموده و به امام در مکه پیوسته، و در طول این مدت همراه امام بود تا اینکه به عراق رسید، ولی هنگامی که وی سختی وضع و همدستی لشکریان بر جنگ امام را دید، هراسان شد و از جنگ ترسید و رعب و هراس بر او مستولی گشت، امام، پریشانیش را دریافت و به وی اجازه ی رفتن داد و او در تاریکی شب، پای به فرار نهاد (۱) .

14.jpg

و شهادت را به دست نیاورد، همچنانکه گروه دیگری نیز پای به فرار نهادند (۲) و به یاری امام رستگار نشدند.

  پاورقی:

(۱) انساب‏الاشراف ۳۸۸ /۳٫
(۲) حضرت سکینه روایت نموده: شنیدم پدرم را به کسانی که همراهش بودند می‏فرمود: شما همراه من آمدید چون می‏دانستید که من به سوی کسانی می‏آیم که از دل و زبان با من بیعت کرده‏اند و اینک می‏بینید که شیطان بر آنها چیره شده و یاد خدا را فراموش کرده‏اند و تصمیمی جز کشتن من و کشتن کسانی که همراه من جهاد می‏کنند، ندارند و می‏ترسم که این را ندانید و یا بدانید و از شرم من، پراکنده نشوید و مکر و فریب نزد ما اهل‏بیت، حرام است، پس هر کس یاری ما را نخواهد، امشب برای او پوششی است، پس برود.
سکینه گفت: آنان، ده نفر و بیست نفر، پراکنده شدند و جز کمتر از هشتاد نفر، کسی همراه آن حضرت باقی نماند. این مطلب را در جلد دوّم بغیه النبلاء آمده است.